کیمیا و کیاناکیمیا و کیانا، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 5 روز سن داره

کیمیا و کیانا دوقلوهای دوست داشتنی من

آوردن کیمیا جان و کیانا جان به خانه

  كيمياجان ، كيانا جان ورود شما به خانه را خير مقدم ميگوييم     بالاخره انتظار به سر رسید و کیمیاجان و کیانا جان را به خانه آوردیم و این لحظه آوردن انها به خانه میباشد که به خاطر سلامتی آنها و تشکر از خداوند مهربان به خاطر لطفی که به ما نموده و دو دختر به ما عطا کرده براشون گوسفند نذر کردیم و آرزو کردیم تا همیشه سالم و سلامت باشند ...
16 فروردين 1392

کیمیا جان در آغوش مادر پس از 11 روز انتظار

لحظه ديدار كيميا جان در درب ورودي NICU بيمارستان پيامبران     لحظه بسیار شیرینی بود که پس از 11 روز انتظار خانم صفا اجازه دادند مامانت در آغوش بگیره و شیر بهت بدهد تازه میتونستی 10 سی سی شیر بخوری و ما منتظر بودیم تا با موفقیت بتونی بخوری و مشکلی برات به وجود نیاد . اینجاست که حدود 100 گرم وزن کم کردی و حدود 1450 شده بودی و ما کماکان برایت ناراحت بودیم   ...
16 فروردين 1392

ملاقات عزيزان بابا

با سلام امروز پنجشنبه 15 فروردين ماه ميباشد و انتظار به سر آمد و من امروز پس از 11 روز دوباره دوقلوهاي عزيزم را ميبينم و در آغوش ميگيرم . نميدونيد چقدر دلم براشون تنگ شده اميدوارم اين چند ساعت هم سپري بشه و من بتوانم دوقلوهايم را هر چه زودتر ببينم                                                                  &nbs...
15 فروردين 1392

دلتنگ دوقلوها

امروز 13 فروردین ماه میباشد و همه برای سیزده به در بیرون رفتند و من تنها در خانه نشسته و دلتنگ دوقلوهای عزیزم هستم و هم برای دقلوهای عزیز و هم همسر عزیزم دلم تنگ شده و امیدوارم هرکجا هستند صحیح و سالم باشند و سیزده به در خوبی داشته باشند 13تا بلا ، 13 تا زشتی ، 13 تا نحسی ، 13 تا غصه ، 13 تا ناکامی و 13 تا مریضی از وجودتون دور بشه و در عوض 1392 تا شادی ، زیبایی ، لطافت و خوشی های پایدار نصیبتون.. ...
15 فروردين 1392

شروع جدایی دیگر من و دو قلوها

امروز 4فروردین میباشد و ساعت 22:30 شب و من دوباره از دوقلوهای عزیزم جدا میشوم و پدربزرگ مادری بچه ها زحمت کشیدند و آمدند تا دوقلوهای عزیز من را به شهرضا ببرند تا بقیه نوروز را در شهرضا باشند امیدوارم به سلامتی بروند و برگردند و من دوباره دوقلوهای عزیزم را در آغوش بگیریم
13 فروردين 1392